دوست ,یادش رفته

فاز تنهایی برداشتم دوباره....

انقدر که غزل از دوست پسرش و اینکه لپمو می بوسه دستمو می بوسه میگه!

یک  ذره هم فکر من نیست ... :)

یادش رفته قبل اینکه دوست شه باهاش چقد از تنهاییام میگفتم براش...

حالا یادش رفته منو و هی میاد به من میگه دوست پسرمو دوسش دارم عاشق شم اینکارو کرد اون کارو کرد همش نگاهم می کرد و....‌

غروب یک جمعه ی دلگیر :(

منبع اصلی مطلب : دختر شیشه ای
برچسب ها : دوست ,یادش رفته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : فراموشی